عبد المحمد آيتى
337
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
دنبالهء الجايتو محمد خدابنده [ 610 ] در اواخر رمضان سال 713 سلطان از رحبةالشام به بغداد بازگشت . لشكريان او به مكانهاى خود روى آوردند . بهار به عزم ييلاق سلطانيه نهضت فرمود . هنگام پائيز امور ممالك روم متزلزل شد . پس نوئين اعظم چوپان بيك را به عواطف خود بنواخت و شهزاده ساتى بيك را به ازدواج او درآورد . و فرمود تا با لشكرى كه در اختيار داشت بدان صوب حركت كند و تركمانان قرمانى را كه هرچندگاه سرنافرمانى برمىداشتند گوشمالى بواجب دهد . امير جوانبخت حسين را به حكومت ارّان و حفظ دربند شروان مأمور گردانيد . در اين حال رسولى از جانب سلطان ياساول رسيد و خبر داد كه شهزاده كبك با ديگر شهزادگان توايى به قصد تصرف خراسان از جيحون گذشتهاند . و هزارهاى كه در مقام قراولى بودند تأخير كردند و دشمن با سلطان يساول روبرو شد و بر او غالب آمد و ياساول با يك سوار در حال گريز خود را به طوس رسانيد . اهالى احتياط كرده دروازه نگشودند . چون هزاره به وى ملحق شد و صورت حال معلوم گشت دروازه بگشودند . سلطان ياساول ، ملك طوس را با محمد شاه حميد به ياسا رسانيد و از حضرت استمداد لشكر كرد . به فرمان سلطان محمد ، امير على قوشچى و امير طغماى گوركان و طغاى پسر سوتاى نوئين و قرميشى پسر اليناق با برادر ياساول ، سمغان و اباچى و ترزنگى « 1 » و اميرزاده سورغتمش و بهرامشاه و مبارك شاه و برادرزادهء تخاى « 2 » و طوغان [ 611 ] با چهل هزار سپاهى روان شدند . در اول زمستان سال مذكور سلطان با بزرگان و سرداران نهضت فرمود . چون رايت سلطنت به حدود طوس رسيد رسولى بيامد و خبر داد كه چون بيكتوت بهادر ، خراسان را خالى گذاشته بود لشكر توايى بدان صوب عزيمت كرده و با سلطان ياساول نبردى پيوسته بود و اكنون كه خبر مراجعت بيكتوت و آمدن سپاه سلطانى را شنيدهاند به مواضع خود بازگشتهاند . ولى امراء لشكر سلطان در عقب آنان از جيحون گذشتهاند و در آنسوى ترمد در دمرقبق با ايشان مصاف داده و شهزاده كبك و جنگسون را منهزم ساختهاند و تا جلدرك كه تا بخارا يك روز راه است ايشان را تعاقب كردهاند و
--> ( 1 ) - چ : زرنگى . ( 2 ) - چ : بجاى .